20/11/2017

چالش نیروهای نظام دموکراتیک با هژمونی نوین جهانی و دولت‌ـ ملت‌های خاورمیانه

همواره سیستم قدرت جهانی خواسته است با اِعمال جنگ روانی، وجود جوامع خارج از دایره‌ی قدرت خویش را انکار نماید. اگر با دیدی واقع‌بینانه...

 

تأکید بسیار «رهبر آپو» به اهمیت درک وضعیت عراق و اعدام صدام حسین دارای معنای ویژه‌ای می‌باشد. قبل از هر چیز، شکست خدای کهن در مقابل خدای نوین قابل توجه است. از دیدگاهی دیگر، به سر آمدن دوران دولت‌ـ ملت را پُرواضح در منظر اذهان قرار می‌دهد. سیستم هژمونی جهانی در سومین مرحله‌ی خود که از آن به عنوان عصر «فینانس مالی» یاد می‌شود با پروژه‌ی سرمایه‌ی گلوبال به این نتیجه رسیده است که اگر دولت‌ـ ملت‌های منطقه در مغایرت با اهداف و منافع سیستم قرار بگیرند، از طرف سیستم هژمونی غیر قابل پذیرش‌اند. حال آنکه تغییر دولت‌ـ ملت‌های منطقه در طی چند سال اخیر که با اعدام صدام حسین شروع شده و با قیام‌های اخیر(بهار عربی و قیام جوامع خاورمیانه) تداوم می‌یابد نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که دولت‌ـ ملت‌هایی که در گذشته از طرف سیستم هژمونی جهانی از هرگونه پشتیبانی مادی، نظامی، سیاسی و اقتصادی برخوردار بودند دیگر همسو با منافع نظام سرمایه‌داری جهانی نمی‌باشند؛ حتی می‌توانیم بگوییم در چالش با منافع انحصارگرانه‌ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سیستم قرار گرفته‌اند.

در عصر سرمایه‌ی فینانس به علت ناهمخوان بودن مفاهیم دولت کلاسیک همانند دولت‌ـ ملت، اقتصادی ملی، سرمایه‌ی ملی، صنایع ملی و ...، با مدل نوین مد نظر آن ـ که می‌بایست مرزها و گمرک‌هادر آن به حداقل می‌رسید ـ، می‌بایست از آنها گذار به عمل آید. زیرا سیستم نوین هژمونی جهانی به سردمداری آمریکا در این مرحله در صدد آن است که قدرت‌ها را هر چه کوچک‌تر نماید تا هیچ قدرتی نتواند در مقابل او همچون تهدیدی عمل نماید. ضعیف‌تر شدن قدرت‌های منطقه‌ای، به معنای هرچه قدرت‌مندتر شدن هژمونی جهانی آمریکا خواهد بود. در واقع در پی آن است که تمامی مناطق دنیا را با روی کار آوردن حاکمان کوچک وابسته به خویش، به شکل یکی از ایالات قدرت مرکزی خویش درآورد. این امر برابر است با اجرای سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی‌اش با کمترین هزینه و مانعی.

دولت‌ـ ملت‌های خاورمیانه‌ای، به علت اتکا بر اقتصاد تک‌محصولی و فروش مواد خام و همچنین تعداد فراوان افراد قشر بروکرات که یکی از خصوصیاتش مصرف‌گرایی است اکنون در بحران اقتصادی گرفتار آمده‌اند. آیا اصرار دولت‌ـ ملت‌های منطقه که مبدل به اهرم فشاری  برای ممانعت از پیشبرد دموکراسی راستین خلق‌ها و جوامع خاورمیانه شده است، در مقابل سیستم هژمونی جهانی به چه سرانجامی خواهد رسید؟در نمونه‌ی صدام حسینی آن، که بیشتر از سایر دولت‌ـ ملت‌های منطقه از حمایت نظام جهانی برخوردار بود آیا توانست با حکومت بعث و اصرار بر مفاهیم کلاسیک ملی‌گرایی موجود در دولت‌ـ ملت، خویش را از این گرداب نجات دهد؟ آیا راه‌حل سیستم‌های موجود در منطقه‌ی خاورمیانه این است که سرنوشت و تقدیر موجود که همانا متلاشی شدن توسط سیستم هژمونی جهانی است را قبول نمایند یا اینکه با احترام به پیشرفت دموکراسی از سوی خلق‌ها و ارزش‌دهی به فرهنگ‌های موجود در منطقه‌ی خاورمیانه راه حل خویش را بیابند؟ دولت‌های موجود در خاورمیانه که به لحاظ تاریخی دارای پیشینه‌ای کهن‌تر از سیستم هژمونی نوین جهانی هستند و حتی اولین‌ ساختارهای دولتی در این منطقه تشکیل يافته‌اند، بیشتر از همگان به رموز دولت‌مداری واقف‌اند. لذا به این دلیل، فروپاشی دولت‌خویش را توسط سیستم نوین هژمونی جهانی، مناسب‌تر از قبول دموکراسی در کشور خود و قبول اراده‌ی جوامع می‌دانند. زیرا در جوهره‌ی دولت و در ذات قدرت، چنان مبالغه‌گری و خودبزرگ‌بینی‌ای موجود می‌باشد که در طول تاریخ تا به امروز از کوچک‌ترین دولت گرفته تا امپراتوری‌ها و حتی دولت‌ـ ملت، زمانی‌که زمامداران بر اریکه‌ی قدرت می‌نشینند خود را سیستمی جاودانه و غیرقابل تغییر و تحول می‌بینند. حال آنکه بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها و حتی سیستم‌های که خود را خداـ شاه نامیده‌اند نتوانسته‌اند خویش را جاودانه نمایند.

اکنون بایستی این سؤال را مطرح نماییم که آیا برای سیستم هژمونی جهانی در عصر فینانس مالی که دیگر حاضر نیست دنیا را با هیچ نیروی دیگری تقسیم نماید و خواهان حاکمیت بلامنازع می‌باشد، و همچنین با رویه‌ای که در پیش گرفته و با توجه به تخریباتی که به همراه آورده است، دنیایی خواهد ماند که سیستم جهانی بر آن تحکم نماید؟ بی‌شک نظام هژمونی جهانی مجبور است وجود نیروهای خارج از حیطه‌ی هژمونی خویش را نیز قبول نماید. در طول تاریخ تمدن قبل از ظهور نظام مدرنیته‌ی کاپیتالیسم یعنی در زمان امپراتوری‌ها، سیستم‌ برده‌داری و فئودالی به علت اینکه دولت و قدرت‌ها به تناسب جمعیت و جغرافیای جهان کمتر بوده‌اند، جوامع، قبایل و عشیره‌های خارج از نظام در مقابل سیستم توانسته‌اند در جغرافیایی دیگر و مکان‌های دور از حیطه‌ی قدرت، به حیات خویش و حفظ سنت و فرهنگ‌های خویش ادامه بدهند. حال آنکه در عصر کنونی، پیشرفت نظام دولت‌مدار جهانی به سطحی رسیده است که تا کوچک‌ترین منافذ و سلو‌ل‌های جوامع انسانی نفوذ کرده است و دیگر روزنه‌ای برای دوری جستن از چنگال قدرت و دولت برای جوامع باقی نمانده، و همچنان که آشکارا پیداست به‌رغم تمامی تبلیغات گسترده‌ی نظام در راستای پاکسازی جوامع خارج از دایره‌ی قدرت، این نیروها در مهد خویش به حیات‌شان ادامه می‌دهند.

با گذشت زمان، پدیده‌ی دولت و قدرت، در مقابله با نظام دموکراتیک جوامع و مقاومت آنان خویش را سازماندهی نموده و وسعت بخشیده است. در ادوار تاریخی مختلف، بارها اتفاق افتاده است که دموکراسی توانسته است قدرت و دولت را ضعیف نموده و یا در جهت عکس قدرت و دولت‌ها، دموکراسی را ضعیف نموده‌اند. نتایج این کشمکش میان قدرت و جامعه، بهتر قابل مشاهده است. آن‌چنان که مشاهده می‌شود هیچ کدام از دموکراسی‌ها یا دولت‌ها، نتوانسته‌اند به صورت کامل همدیگر را از میان بردارند. به همین دلیل امروزه سیستم می‌خواهد خود را در قوی‌ترین مرحله‌ [و وضعيت] خويش نشان دهد که دقیقاً عکس این قضیه صحیح است. زیرا همواره سیستم قدرت جهانی خواسته است با اِعمال جنگ روانی، وجود جوامع خارج از دایره‌ی قدرت خویش را انکار نماید. اگر با دیدی واقع‌بینانه به جهان بنگریم خواهیم دید که نیروهای مخالف نظام بیشتر از نیروهای طرفدار نظام می‌باشند. اما نقطه‌ی تأسف‌برانگیز این است که مخالف‌ترین نیروهایی که خود را در چارچوب سوسیالیسم، آنارشیسم، فمنیسم، جنبش‌های آزادی‌خواهی ملی، جنبش‌های محیط‌‌ زیست‌گرا و تمامی جنبش‌های جوامع دموکراتیک که خارج از سیستم در پی ایجاد ساختار دموکراتیک برآمده‌اند، دارای سیستم فکری و آلترناتیو ساختاری‌ای که بتواند از نظام دولت و قدرت گذار نماید نبوده‌اند. البته این امر به معنای رد تلاش و مبارزات آنان نمی‌باشد اما قادر نشده‌اند که هم از لحاظ فکری و فرهنگی و هم در زمینه‌ی مادی یعنی ابزارهای اجرای فکر خویش با موفقیت عمل نمایند. یکی از دلایل اساسی عدم وجود آلترناتیو در مقابل دولت و قدرت، مبهم ماندن و عدم شناخت کامل دولت‌ و قدرت می‌باشد که حتی روشنفکرترین و مطرح‌ترین ایدئولوگ‌های چپ نتوانسته‌اند به شیوه‌ای شایسته عمق و پیچیدگی آن‌را درک نمایند.

در اینجا نکته‌ی مهم این است که: به میزان گستردگی فرم‌ها و نهادهای حاکمیت بر جامعه از سوی قدرت و دولت، چهره‌ی واقعی آنها برای جنبش‌های آزادی‌خواه نمایان می‌گردد. اگر در این مرحله جنبش‌های آزادی‌خواه بتوانند با انسجام فکری‌ـ عملی و بدون گرفتارآمدن به تعصب حزبی و اصرار بر راه‌ و روش‌های کهن و از طریق مشارکت‌دادن تمامی نیروهای دموکراتیک که در مقابل نظام هژمونی جهانی مبارزه می‌کنند خویش را سازماندهی نمایند، بی‌گمان می‌توانند مبارزه‌ی خویش جهت رسیدن به آزادی و دموکراسی را به موفقیت برسانند.

هه‌لگورد روژهه‌لاتی

 

قدمی در راستای دورانی نوین

مبارزه‌ی افتخارآمیز خلق ما در راستای دموکراسی، آزادی، برابری و صلح امروزه در آستانه‌ی موفقیتی تاریخی قرار گرفته است...

تخریب زبان مادری در ایران

دانش‌آموزی که به زبانی متفاوت با زبان مادری‌اش آموزش می‌بیند، باید از یک مانع بزرگ به نام زبان عبور کند...

چگونه باید زیست؟

ن‌چه را كه بسیاری در پی آن بوده و به آن نرسیده بودند، بنیاد كار خویش قرار دادم.....

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]