20/11/2017

ژن‌به‌ژنه! به چه قیمتی

جامعه‌یی که درآن فقر حاکم باشد معترف به حقوق زنان نیست

 

 

 

 

 

 

 

سیروان.م

جامعه‌ی‌ کورد که شاخص جوامع روستایی را داراست, از لحاظ آداب و سنن اجتماعی دارای ساختاری سنتی و فئودالی بوده و در این میان, روابط اجتماعی بازمانده از قرون وسطی به میزان قابل ملاحظه‌یی در جریان است. در واقع, عدم دگرگونی و پابرجایی این ساختار موجب شده است که در تقابل با دنیای معاصر در چالشی عمیق و فراگیر قرار گیرد. روابط و آداب و رسوم پوسیده‌یی که از طرف قوانین, شریعت و جامعه بر فرد و به‌‌خصوص زن تحمیل گشته و تقدیس یافته است انسان‌ها را مانند برده و بنده به زنجیر کشیده‌اند. زنان را نیز در طول تاریخ به یک سری اصول و مقررات مطلق و مقدس پایبند نموده‌اند و این واقعیت اجتماعی و وضعیت سیاسی و اقتصادی به طور مداوم در بازتولید آن نقش داشته‌اند.

یکی از این رسوم اجتماعی سنت ازدواج می‌باشد که خود دارای موارد مختلف و متفاوتی است و ما به یک مورد آن "ژن‌به‌ژنه" می‌پردازیم. "ژن‌به‌ژنه" یعنی مبادله‌ی دو زن در میان دو خانواده بدون دخالت و رضایت هر دوی آنها؛ به عبارتی دیگر در ازای زنی که به خانواده داماد داده می‌شود زن دیگری را تحویل گرفتن ولو زن خود دوست داشته باشد یا نه.

هر پدیده‌ی و معضل اجتماعی خود زاده‌ی شرایط زمانی و مکانی متفاوتی است که از طریق شبکه‌یی پیچیده از ساختارهای فرهنگی, اجتماعی, سیاسی, اقتصادی و روشنفکری هر جامعه پدید می‌آید و در انواع و اشکال مختلف آن بروز می‌یابد. اصطلاح "ژن‌به‌ژنه" نیز به‌نوبه خود زاده‌ی اوضاع آشفته‌یی است که با ظهور اسلام و حاکمیت فئودالیسم و تلاقی آن با ساختار عشیره‌یی کوردستان پدید آمده است. تجارت و بازرگانی که با اسلام شروع شده بود, شیوه‌های قدیم برده‌داری را منسوخ و بردگی مردان را از رونق انداخت و از همین زمان به بعد زن به‌عنوان بدیل و آلترناتیو, موقعیتی مهم و استراتژیک را در داد و ستد و مبادلات بازرگانی ایفا نمود. در میان اقوام و طوایف و در منازعات و درگیری‌ها, زن به عنوان کالا و متاعی برای فرونشاندن خصومت‌ها و کینه‌توزی‌ها مبادله می‌شد و به بیانی دیگر نقش گروگان را در پوشش صلح و برادری بازی می‌کرد. امروزه در خانواده‌های عمدتا روستایی کورد نیز به‌شکل گسترده‌یی رواج دارد و به‌رغم تحولات گسترده در تمامی عرصه‌ها, دگرگونی چندانی در این مورد حاصل نشده است و به اشکال گوناگون به بقای خود ادامه می‌دهد.

فرهنگ کورد توجه و عنایت زیادی به جمع نشان داده است, به‌طوری‌که فرد از هر لحاظ تابع و پیرو آن بوده و جرات رویارویی با گروه و جمع را نداشته و همه نیرو و هویت خود را از او می‌گیرد و می‌توان اذعان داشت که فرد در جمع تحلیل یافته و گم گشته است. فرد نمی‌تواند تفاوت‌ها, اختلافات و استقلال خود را در مقابل گروه‌هایی مثل عشیره, طایفه و خانواده بروز دهد و به صورتی قدرتمند تحت نفوذ و کنترل این نهادها قرار دارد. این‌ها نیز به‌نوبه‌ی خود دارای ارتباطی تنگاتنگ باهم بوده و روح و جان فرد را متلاشی و منهدم ساخته‌اند و در چنین جو و فضای وحشتناکی زن قربانی مسلم این فرهنگ گشته است. خانواده نیز به‌عنوان شکلی از اشکال جمع که در آن فرد فاقد هویت و اراده می‌باشد و همه چیز تابع سلسله مراتب و اصولی از پیش تعیین‌شده است, زن را از خود بیگانه و تبدیل به ابزاری در خدمت منافع خانواده کرده است. به‌خاطر اینکه این وضع, جای خود را در نهادی مثل خانواده گرفته, مقدس و متعالی گشته است. از این‌رو مشاهده می‌کنیم علی‌رغم اینکه خطرناک و چرکین می‌باشد از جوانب مختلفی زندگی را مورد تمسخر و حقارت قرار داده است. خانواده مرکز انواع استثمار, فشار و اقتدار می‌باشد, اما مهر قانونی برآن زده شده و متعالی گشته است. علی‌رغم تحول در مراحل پیشرفت جامعه هنوز موقعیت بردگی زنان تغییر نکرده است. درحقیقت زن کوچک و خوار شمرده شده و به متاع و عروسکی درآمده که در ذات خود دارای عمیق‌ترین نوع بردگی می‌باشد.

سنت ازدواج در خانواده‌های کورد دارای ضوابط و شعائر و با اهداف مشخص و معینی صورت می‌پذیرد و به مقتضای منافع خانوادگی در راستای آن پی‌ریزی و اجرا می‌گردد. «ارتباطات خانوادگی به مقیاسی وسیع بنیاد اقتصادی و زندگی سیاسی روستا را دربر می‌گیرد و از آنجایی که بهترین وسیله‌ی حفظ آینده, ارتباط با خانواده‌های ثروتمند است, [ازدواج‌ها] بیانگر استراتژی اجتماعی با اهداف خاص می‌باشد.» جامعه‌ی کورد چون توان اقتصادی بسیار پایینی را داراست و متوسط درآمد سالانه‌ی یک خانواده خیلی کمتر از استانداردهای یک زندگی معمولی است, قادر به تامین مخارج و هزینه‌های ازدواج نمی‌باشند, لذا مطلوب‌ترین و مناسب‌ترین روش گذار از این وضعیت تن‌دادن به ازدواجی از نوع " ژن‌به‌ژنه" می‌باشد. چنانکه مشاهده می‌شود بدون درنظرگرفتن اراده و اختیار زن, به‌منظور رفع مشکلات مالی و برآوردن نیازهای خانوادگی زن به‌مثابه‌ی کالایی دوطرفه مبادله می‌شود. از طرفی ساختار عشیره‌یی کورد این نوع ازدواج‌ها را در محدوده‌ی ارتباطات خویشاوندی و برای بقا و تحکیم بنیاد خانواده‌ها ضرورتی اساسی می‌داند و خود جامعه نیز بدان مشروعیت بخشیده است.

از این‌رو تا وقتی که خانواده بدون تردد و با این ذهنیت به‌عنوان نهاد اساسی جامعه باقی بماند, زن نیز به‌طور کامل منفعل و بی‌خاصیت شمرده شده و قادر نیست نقش اساسی خود را به عنوان نیمی از جامعه در پیشبرد و روند بازسازی جامعه‌یی سالم و آزاد ایفا نماید.

از سوی دیگر فرهنگ کورد به‌لحاظ مالکیت در شمار فرهنگ‌های عقب‌افتاده جای دارد و به شدیدترین وجه خود را صاحب و تام‌الااختیار زن می‌پندارد. همچنانکه فاطمه مرنیسی محقق عرب متذکر می‌شود: «جامعه‌یی که در آن فقر حاکم باشد معترف به حقوق زنان نیست». و این وضعیت خاص جامعه سنتی کورد و بازمانده‌ی دوران برده‌داری و مالکیت خصوصی است که زن را به‌طرز جاهلانه‌یی فاقد هویت, اراده و استقلال دانسته‌اند. «چهره کنونی زن در جامعه حاکی از وابستگی او به دیگرانی است که پدر, برادر, شوهر و ... نامیده می‌شوند. میزان زنان خانه‌دار 2/69 درصد است و بیش از 90 درصد از کل زنان کشور وابسته به خانواده و از نظر اقتصادی غیر مستقل‌اند. یک دختر 15 ساله می‌تواند رئیس جمهورش را خود انتخاب کند اما طبق قانون نمی‌تواند بدون اجازه پدر, شوهرش را برگزیند, یا بدون اجازه شوهرش به سفر رود.» اینجاست که قانون نیز حکم مالکیت مرد بر زن را مجاز شمرده و پایبند و ملزم به رعایت عرف و عادت می‌نماید.

همچنین تاثیر شریعت اسلام به عنوان یکی از ارکان اساسی در استمرار این نوع طرز تفکر و آداب و سنن انکارناپذیر است. احکام و احادیث زیادی راجع به زن و مساله‌ی ازدواج گفته شده است و در خلال آنها زن را کوچک, کم‌عقل و ناتوان توصیف نموده‌اند که باید همیشه تحت سرپرستی و مراقبت باشند و برای آینده و ازدواجش تعیین تکلیف نمود. بدین ترتیب شریعت نیز هر گونه حاکمیتی را برای مردان مجاز شمرده و مهر تایید بر آن زده است.

از این‌رو تا وقتی که تحولی اساسی در ساختار اجتماعی, سیاسی و اقتصادی جامعه رخ ندهد و منجر به تغییر ذهنیت کنونی نشود، بعید است که تغییری جدی درموقعیت فعلی زن کورد در شرق کردستان به وجود آید. با این اوصاف می‌توان خوشبین بود که زن کورد با حمایت و مبارزات زنان سایر بخش‌های کردستان و جهان بتواند به حقوق واقعی خود برسند. همچنانکه رهبر ملی‌مان نیز بیان می‌دارد ایجاد پیشرفت‌های بزرگ برای آزادی زنان از هم اکنون به عنوان آرمان مهم انقلاب‌ها در سده‌ی بیست‌و یکم خود را بر جامعه فرض می‌نماید. به همین دلیل نیز مراحل انقلاب‌ها پایان نمی‌یابد بالعکس وارد مرحله‌یی عمیق‌تر می‌گردد. دیگر آنکه وارد مرحله‌یی وسیع و عمیق انقلاب‌های اجتماعی, فرهنگی, روحی و روانی می‌شویم. این‌ها حداقل به اندازه انقلابات نظامی, سیاسی و اقتصادی ارزشمندند. در صورت عدم انقلابی درونی، اجتماعی و طبیعی در انسان چگونه می‌توان دم از انقلاب زد و آن‌را گسترش داد.

منابع:

1ـ اسطوره‌های انقلابی در جهان سوم (ژرژ شالیان, ترجمه محمود ریاضی)

2ـ زنان زیر سایه‌ی پدرخوانده‌ها (نوشین احمدی خراسانی)

 

تجاوز سلاحی در خدمت مزدورسازی

نهاد اطلاعات عمداً دختران خانواده‌های میهن‌دوست را هدف قرار می‌دهد؛‌ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد می‌كشاند و بعد به آنها تجاوز می‌كند...

پارادوکس هویت زن زیبا و نظام کالایی

مصرف کالاهای مشتق‌شده از زن به راحتی و بدون هیچ‌گونه مانع اخلاقی و وجدانی صورت می‌پذیرد...

بی‌اراده‌کردن و هویت‌زدایی زنان کورد در زندان‌های ایران

باندهای فحشا در کوردستان بدون استثنا با مراکز امنیتی نظام نظیر سپاه پاسداران، اطلاعات, بسیج و... در ارتباط می‌باشند...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]