20/11/2017

روپوش تزیینی تبعیضات جنسیتی در ایران

زنان شاغل, بعد از پیروزی انقلاب زیر سلطه رفتار و عملکرد گروه‌ها و دیدگاه‌های افراطی و سنت‌گرا دچار پریشانی و تشویش خاطر گشته و ...

دلار دلبرین

 

میزان مشارکت زنان در تمامی عرصه‌های جامعه یکی از موضوعاتی است که از دیرباز مورد ارزیابی قرار گرفته و در ایران نیز طی چند سال اخیر همراه با تحولات صورت‌گرفته در عرصه‌ی آزادی زنان از آن بحث به‌عمل می‌آید. آنچه که در این نوشتار مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد, میزان و چگونگی مشارکت زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی می‌باشد که در قالب تابلویی پر از تبعیض و نابرابری آشکار در راستای مقاصد و منافع رژیم جمهوری اسلامی ایران در برابرمان قرار می‌گیرد. همراه با بررسی همه‌جانبه‌ی این مقوله خواهیم دید همان زنی که اسیر چهار دیواری خانه و محدودیت‌ها و ملاک‌های جامعه فئودالی, همچنین توسط سیاست‌های تحمیلی رژیم پهلوی در سرگردانی متأثر از تعارض رئالیته خود با فرهنگ غربی قرار گرفته بود, بعد از انقلاب 57 نیز نتوانست به آزادی و حقوق خویش دست‌یابد. اشتغال زنان تبدیل به یک موضوع عقیدتی‌ـ سیاسی شده و گروه‌های دینی که توانسته بودند در حکومت نوپدید انقلابی, اهرم‌های قدرت را تصاحب کنند در موارد بسیاری مانع حضور فعال آنان شدند. این مورد به حدی است که می‌توان گفت زنان شاغل بعد از پیروزی انقلاب زیر سلطه‌ی رفتار و عملکرد گروه‌ها و دیدگاه‌های افراطی و سنت‌گرا دچار پریشانی و تشویش خاطر گشته و در همین راستا رژیم با استفاده از ارایه‌ی تعاریفی ایدئولوژیک از نظام اسلامی ایران, به ایجاد نهادهایی همچون خواهران زینب و به عضویت درآوردن زنان شاغل در مراکز بسیج خواهران پرداخت.

زنان که در بحبوحه‌ی انقلاب برای خود راهی جهت رسیدن به آزادی و برابری می‌دیدند, به شیوه‌یی فعال در به‌ثمررساندن انقلاب نقش چشمگیری ایفا نمودند. با این‌ حال پس از روی‌کارآمدن حکومت دینی و رژیم جمهوری اسلامی, به عناوین مختلف در جامعه سرکوب و عقب رانده شدند. هرچند که رژیم تا حدودی راه را برای اشتغال زنان بازگذاشته است تا در مقابل انظار عمومی و بین‌المللی نمایش‌گر چهره‌ی مناسبی از وضعیت زنان و توأم با برخوردهای عادلانه از سوی دولت‌مردان و سیستم باشد, اما اگر به قانون اساسی و قانون مدنی و جزایی نگاهی بیندازیم, خواهیم دید که صراحتاً بر نابرابری زن و مرد در بهره‌گیری از حقوق در سیستم حکومتی ایران مهر تأیید زده شده است. همین مساله, بزرگ‌ترین و اساسی‌ترین مانع بر سر راه اشتغال و مشارکت برابر زنان و ازبین‌بردن ذهنیت تبعیض‌آمیز موجود در خانواده و جامعه است. به عبارتی دیگر, ضمن تأکید بر نقش زن در خانواده به عنوان شغل اصلی و ضرورت اشتغال مفید و موثر وی در این نهاد, سیاست‌گذاری در راستای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران را به شرط آنکه اشتغال زن بر وظایف مادری و خانگی او خدشه وارد نسازد, مجاز می‌شمارد. اما از طرفی دیگر, به موجب ماده 1117 قانون مدنی «شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد, منع کند». قانو‌ن‌گذار ایرانی برای زن, حق مشابهی در نظر نگرفته است. اصل تساوی حقوق در زمینه‌ی زن و شوهر مراعات نشده و مفاد این ماده‌ی قانونی, کاملاً با ماده 16 کنوانسیون رفع تبعیض از زنان در تضاد است. بر این مبنا, رژیم با استفاده از سیاست‌ها و راهکارهایی همچون؛ تشویق زنان به بازخرید و بازنشستگی زودرس, تشویق زنان علاقه‌مند به کارها و فعالیت‌های اجتماعی اساسی به امور و فعالیت‌های حاشیه‌یی, استفاده از رسانه‌های جمعی برای نشان‌دادن چهره‌یی از زنان که در درون خانه محبوس بوده و از این وضعیت خود راضی‌اند, نیمه‌وقت‌کردن کار زنان, جداسازی زنان از مردان در محیط‌های کار, اجتناب از واگذاری سمت‌های مدیریت و ... زنان را از مصونیت شغلی دور نگاه داشته است.

شاید در بسیاری موارد همواره سعی بر این بوده که در جریان قانون‌گذاری, برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌ها, مشارکت زنان مورد تأکید قرار گیرد, اما به‌ندرت کلمات برابری و مساوات را در گفتار سیاسی و مصوبات قانونی مشاهده می‌کنیم. همچنین همواره جمله «به شرط حفظ شئونات خانواده و ارزش‌ها و ضوابط اسلامی» اضافه شده است.

برای زنان که با امیدی بسیار بزرگ در انقلاب شرکت کردند, مواجهه با چنین قوانینی غیر قابل تحمل و دشوار بود. حاکمان, زنان را به‌عنوان اساسی‌ترین قشر برای گسترش‌دادن سیاست‌های رادیکال اسلام بکار بردند. نقش زن در خانواده تنها خانه‌داری بوده و زن در دام سنت‌های کهن اسلامی هرچه بیشتر گرفتار شد. همچنان‌که اشاره کردیم اگرچه امید بسیاری به انقلاب بسته بودند, رودروی تبعیض و نابرابری‌هایی که به شکل بارزی بر آنها فرض می‌شد, ماندند. دولت‌مردان جمهوری اسلامی بسیار تلاش نمودند تا به اثبات برسانند که از لحاظ دادن حقوق برابر و عادلانه‌ی فرد, جامعه و جنس دسته کمی از کشورهای اروپایی نداشته و از هر نظر حق و حقوق جامعه را رعایت می‌کنند. البته همه این‌ها ظاهری بوده و برای اقناع جامعه ایران و همچنین پیشگیری از اعتراضات سازمان‌های حقوق بشر در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران می‌باشد. در حقیقت نقابی بر چهره حقیقی‌شان زده و با راه‌دادن زنان به شیوه‌یی فرمالیته در مجلس و آن هم در راستای ذهنیت و ایدئولوژی مرد‌سالاری و ناتوان از نمایندگی اراده زنان, می‌خواهند که رنگ و بوی تازه‌یی به واپسگرایی خویش ببخشند. همچنین با نفوذ سیاست‌های بسیج در جامعه و هجوم ایدئولوژیکی وسیعی علیه زنان, آنان را از هویت راستین خویش به‌دور ساخته‌اند.

با افزایش محدودیت‌ها, زنان علیه سیستم به اعتراض برخاستند و نارضایتی خود را از سیستم موجود به شیوه‌های گوناگون ابراز داشتند. رژیم ایران برای سرکوب‌کردن مطالبات دموکراتیک خلق‌های ایران و بویژه زنان مجبور به ایجاد تغییرات و تحولات ظاهری و فریبنده بود. به‌خصوص با روی‌کارآمدن خاتمی و مساله رفرم و دادن وعده و وعیدهایی بسیار از طرف وی, رژیم توانست تا حدودی مجدداً در به انحراف‌کشانیدن پتانسیل آزادی‌خواهانه جوانان و زنان موفق شود. زنان و جوانان که خواهان آزادی و رفرم در جامعه و تحول سیاست‌های دولت بودند بیشتر از هر قشری در روی کارآمدن خاتمی ایفای نقش نموده و مشارکت آنان در انتخابات به شیوه‌یی چشمگیر نشان از شور و علاقه فراوان آنان برای دست‌یابی به آزادی بود. اما مقوله‌ی اصلاحات نه به‌خاطر تحول در دولت و سیاست‌های جمهوری اسلامی بلکه همچون وسیله‌یی برای آرام‌کردن پتانسیلی بود که در برابر سیستم به تنگ آمده و امکان می‌رفت هر آن منفجر شود و تمام ایران را دربر گیرد. در واقع می‌توان عدم موفقیت رفرم مذکور را در افزایش دختران و زنان و معتاد‌شدن هزاران دختر و پسر جوان ایرانی دید که امروزه در تمام شهرها به شیوه‌یی وحشتناک قابل مشاهده‌اند.

امروزه پیشبرد سیاست‌های مذهبی از سوی کاربه‌دستان رژیم به منزله‌ی هرچه بیشتر سرکوب‌کردن زنان در عرصه‌های اجتماعی است. پیشرفت اسلام رادیکال به منظور افزودن بر طول عمر سیستم مترادف است با کشانیدن زنان به دام بردگی‌ای بسیار شدید‌تر از گذشته. یکی از دلایل عمده به بردگی‌کشاندن زن, سنت‌ها و تقالیدی است که در عصر کنونی به هیچ‌وجه پاسخ‌گوی نیازهای جامعه بشری نمی‌باشند ولی از سوی اسلام‌گرایان رادیکال بر جوامع تحت حاکمیت آنها تحمیل می‌گردد؛ از جمله پیامدهای دولت‌هایی که بر سر کار آمدند, گسترش اسلام رادیکال و دورساختن زنان از اجتماع و محدودکردن در چهارچوب خانه است. به عنوان مثال پیشبرد پروژه‌ی حجاب و سرکوب زنان و دختران جوان بر این اساس یکی از نتایجی است که رفته‌رفته آشکار می‌گردد. با این وجود زنان در برابر چنین سیاست‌های پلیدی ساکن نخواهند نشست و می‌توانند با سازماندهی خویش اساسی‌ترین نقش را در دموکراتیزه‌کردن جامعه داشته باشند. زنان با تجربه تلخی که از سیاست‌های پیشین نظام کسب نموده‌اند امروزه می‌توانند در جامعه ایستار بسیار قویی داشته باشند. لازم است زنان را براین اساس هوشیار نموده تا در برابر این سیاست‌های نظام مردسالار دینی بی‌صدا نمانده و نقشی که از آنها در راستای آزادی زنان خواسته می‌شود ایفا نمایند. در همین راستا زنان شاغل که از نزدیک با چهره رژیم و سیاست‌های آن آشنا بوده و نابرابری و تبعیض را روزانه تجربه می‌نمایند, مسوولیت سنگین‌تری بر عهده داشته و همچون قشری از زنان که می‌توانند به شیوه‌یی بارزتر مطالبات دموکراتیک زنان را به گوش دولت‌مردان رسانیده و در این زمینه به فعالیت مستمر بپردازند, نقش حساس‌تری را دارا می‌باشند.

 

منابع:

ـ احزاب سیاسی در ایران امروز

ـ کنوانسیون رفع تبعیض از زنان

 

 

تجاوز سلاحی در خدمت مزدورسازی

نهاد اطلاعات عمداً دختران خانواده‌های میهن‌دوست را هدف قرار می‌دهد؛‌ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد می‌كشاند و بعد به آنها تجاوز می‌كند...

پارادوکس هویت زن زیبا و نظام کالایی

مصرف کالاهای مشتق‌شده از زن به راحتی و بدون هیچ‌گونه مانع اخلاقی و وجدانی صورت می‌پذیرد...

بی‌اراده‌کردن و هویت‌زدایی زنان کورد در زندان‌های ایران

باندهای فحشا در کوردستان بدون استثنا با مراکز امنیتی نظام نظیر سپاه پاسداران، اطلاعات, بسیج و... در ارتباط می‌باشند...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]