23/02/2018

پویایی جنبش‌های زیست‌بوم‌شناسی در ایران

وضعیت نابسامان زیست‌محیطی در ایران به شدت با سیاست‌های امنیتی، فرهنگی‌، اقتصادی و سیاسی او در ارتباط است...

 

 

 

 

 

 

در میان جنبش‌های زیست‌بوم‌شناسی (اكولوژیك) برای اولین بار به صورت سازماندهی‌شده, طبعیت دوم به سوی طبیعت اول می‌شتابد. لزوم بازگشت بسیار زود احساس گردید اما بسیار دیر عملی شد. هجوم نظام (قدرت‌ـ‌ دولت) برای تصاحب و غارت و انباشت سود بیشتر به یك معضل اساسی تبدیل شده است. یورشی كه بر اساس فتح طبیعت صورت می‌گیرد، ‌جایی را پنهان نگذاشته و مكانی در روی زمین برای فتح باقی نمانده است. حتی زیر‌ دریاها و آسمان‌ها را نیز تسخیر نموده‌اند. همه چیز را با معیار پول می‌سنجند. از همه چیز می‌توان پول درآورد. تمامی موجودیت‌هایی كه در داخل مرز‌های دولت‌ـ ملت قرار دارند، تحت مالكیت دولتی هستند. در این روند پول‌سازی و سرمایه‌اندوزی، قدرت، چهره‌ی كریه و طبیعت‌ستیزانه‌ی خود را نشان می‌دهد. تخریبات محیط‌زیست به حد وحشتناكی رسیده. تا به حا ل هیچ سازمانی توانای بازخواست را از نظام قدرت نداشته و هر نوع از تخریباتی كه ممكن بوده در طبیعت به انجام رسانده است. بویژه در  ایران كه كشوری با تنوعات زیست‌محیطی است، این جنبش می‌تواند بسیار تاثیر‌گذار باشد. شاهد رشد روزافزون این جنبش در سطح ایران هستیم. اما فعالیت‌های آنها بسیار محدود و پراكنده است. در موضوع خشك‌شدن دریاچه‌ی ارومیه و دریاچه‌ی زریوار و بسیاری دیگر از رویدادهای زیست‌محیطی شاهد رشد فعالیت‌های جنبش بودیم. حتی دیدیم كه توانایی تاثیرگذاری آنها چقدر است. مداخله‌ی نیروهای امنیتی در این ماجرا‌ها نشان از ترس نظام دارد. فعالان این جنبش به خوبی متوجه این موضوع هستند كه وضعیت نابسامان زیست‌محیطی در ایران به شدت با سیاست‌های امنیتی، فرهنگی‌، اقتصادی و سیاسی او در ارتباط است. برای همین جنبش محیط‌زیست یكی از جنبش‌های تازه پاگرفته در ایران بوده اما شروع نسبتا خوبی داشته است. بیشتر سیاست‌های ایران در قبال محیط‌زیست در ارتباط با سیاست كلان این كشور در مورد نحوه‌ی مدیریت منابع است. مركز‌گرایی بیش از حد و طرح‌‌های اقتصادی مبتنی بر مركزـ‌ پیرامون كه در آن پیرامون نقش تغذیه‌ی مركز را ایفا می‌نماید، فلاكت‌های زیست‌محیطی را به بار آورده است. این امر نه تنها باعث واكنش‌های محیط دوستان شده، بلكه واكنش‌های سیاسی را هم به همراه داشته است. اما مزیت‌هایی كه باعث پیشرفت این جنبش در مدت كوتاهی شده كدام‌ها هستند؟

‌از میان مؤلفه‌های تاثیر‌گذار در رشد این جنبش باید به مساله‌ی رشد علوم اشاره‌یی داشته باشیم. رشد دانش و آگاهی نسبت به محیط زیست و نقش آن در آینده‌ی جامعه‌ی بشری و مشكلات پدیدآمده در جهان تحت تاثیر تخریبات اكولوژیكی، از عوامل موثر در رشد این جنبش است. امروزه روابط متقابل بین انسان و طبیعت به صورت دروس جامعه‌شناسی درآمده و در همه‌ی دانشگاه‌های جهان مورد بحث قرار می‌گیرند. همچنین آگاهی انسان از میزان داشته‌ها و اندوخته‌های موجود در سیاره‌ی زمین به عنوان تنها مكان زندگی انسانی و تمامی محدودیت‌هایی كه با آن روبه‌رو هستیم،‌ انسان را به تفكر در این‌ باره واداشته است. لزوم بازنگری در رفتار نسبت به طبیعت به شدت احساس شده و نگاه ابژه‌گرایانه نسبت به طبیعت با پیشرفت علم در حال تغییر است. رشد بی‌رویه‌ی جمعیت و وسیع‌ترشدن جوامع انسانی و كوچك‌تر شدن فضای زیست جانوری، جهان را به سوی تك‌هویتی می‌برد. یك‌ هویت انسانی در جهان كه در حال نابودی تمامی هویت‌های دیگر است. جنبش‌ زیست‌محیطی، مبارزه‌یی است در مقابل تك‌هویتی و نظام به وجود آوردنده‌ی آن یعنی مدرنیته‌ی سرمایه‌داری و ستون اساسی آن كه همانا دولت ـ ملت است. می‌توان‌ آن را كانون مقاومتی دانست كه نیروهایی جمع‌شده در آن هنوز توان پیوست‌شان با طبیعت از میان نرفته است. شاید از منظری ساده, اكولوژیك‌بودن تنها دوست‌دار طبیعت‌بودن باشد، اما مهم‌ترین وجهه‌ی آن مبارزه در برابر زیاده‌خواهی و سوژه‌گرایی انسان مدرنیته است. تلاش در مقابل افرادی كه می‌خواهند تمامی تنوعات را ریشه‌كن نمایند.

هیچ‌كس نمی‌تواند ادعا نماید كه طبیعت و محیط زیست برای او بی‌معناست و فرقی نمی‌كند كه در آینده چه بلایی بر سر آن خواهد آمد. اتفاقا این یكی از معضلاتی است كه تمامی مرز‌های جامعه‌ی انسانی را درنوردیده و در یك طبقه، طیف، گروه، ‌فرهنگ، جامعه، كشور و قاره محدود نمانده است. خود این موضوع، یعنی همه‌گیربودن مشكل، توان سازماندهی را در این جنبش به سطح بیشینه رسانده است. برای همین، جنبش اكولوژیكی یك جنبش فراگیر (فراطبقاتی و فراملی) است. جنبشی به تمام معنا اجتماعی است. عرصه‌ی مشترك سیاست‌گذاری و پراكتیك برای تمامی انسان‌های جامعه است. بنابراین می‌تواند به یك عرصه‌ی سیاست مشترك در بین تمامی انسان‌ها تبدیل شود. عرصه‌یی برای رسیدن به آستانه‌ی توان مقاومتی در برابر نظام سلطه كه از مهمترین اهداف نیروهای مخالف است. حتی بسیاری از كسانی كه به خاطر فرهنگ غلط و غیر منطقی سیاست‌گریزی حاضر به مشاركت در هیچ فعالیتی نبودند، نسبت به عضویت در این سازمان‌ها تمایل نشان داده‌اند. در این حالت بستری مناسبی برای سیاست به وجود می‌آید. سیاست به معنای توانایی مدیریت در كارها و فعالیت‌های جمعی، مد نظر ماست. نوعی تمرین و ممارست برای كسب تجربه در امر مدیریت جامعه و فعالیت سیاسی است. دشمنی نظام جمهوری اسلامی ایران با این گروه‌ها به همین خاطر است. زیرا از این بیم دارد كه سیاست‌های اعمال‌شده در این مدت برای زدودن روح پیوست‌جمعی و بالابردن آستانه‌ی گسست‌فردی با شكست روبه‌رو شود. حتی این جنبش در سطح ایران و جهان توانسته است،‌ انسان‌هایی را كه گرایشات اجتماعی دارند به خود جذب نماید. همچنین این جنبش‌ها به علت اینكه از پشتیبانی مردمی برخوردار هستند، می‌توانند به  مركز ثقل تحركات در جامعه نیز تبدیل شوند. رابطه‌ی این جنبش با خاك به نوعی مفهوم میهن دوستی را نیز تداعی می‌نماید. لذا سطح مسوولیت‌پذیری فرد در مقابل میهن را نیز نشان می‌دهد. با این توصیفات جنبش اكولوژیك در ایران كه در حال نیروگرفتن است و اكثر فعالان این جنبش تحت فشار قرار دارند، می‌تواند در آینده‌ی ایران و دموكراتیزاسیون آن نقش ایفا نماید. اما قبل از هر چیزی احتیاج به زیربنایی فكری و اندیشه‌یی منسجم دارد. زیرا گسترش فعالیت در این بخش نیاز به تفكراتی دارد كه در سایه‌ی آن تئوری‌ها، پراكتیك و كاركرد ارتقاء یابد. لازم است كه از منظر تفریحی به این مقوله نگریسته نشود. بویژه كه مسایل زیست‌محیطی و حقوق انسانی و اجتماعی را نمی‌توان از همدیگر جدا كرد. هر گاه كه نظام در نتیجه‌ی سیاست‌ها و فعالیت‌های این گروه‌ها بخشی از برنامه‌های پنهان خود را در مورد حقوق اقلیت‌ها و ملت‌های ایران آشكار شده می‌بیند، به شدت به این نیروها حمله‌ور می‌شود. برای تاثیرگذاربودن باید از سازماندهی مردم استفاده كرده و در پی برقراری ارتباطی نیرومند بین این سازمان‌ها باشند.

بدون آزادی رهبری, منزوی‌سازی پایان نخواهد یافت

انجام برخی دیدارهای گاه و بی‌گاه، بدین مفهوم نیست که 17 سال سیاست منزوی‌سازی سنگین انجام نشده است...

تراژدی محیط زیست در ایران (4)

وزارتی که خود بانی سدسازی که منشاء ریزگردهاست، نمی‌گذارد اطلاعاتش به‌دست دیگران بیفتد. پس اعتراضات ...

این وطن را به یقین دوباره وطن كنیم!

درد جامعه گاه زخم عمیقی است با ناله‌یی سخت فروخورده در گلو. و درد جامعه‌ی كورد همواره چیزی بوده از همین مایه...

2018 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]