20/11/2017

تراژدی محیط زیست در ایران (4)

وزارتی که خود بانی سدسازی که منشاء ریزگردهاست، نمی‌گذارد اطلاعاتش به‌دست دیگران بیفتد. پس اعتراضات ...

 

 

 

 

 

 

هیرش کارزان

 

بخش پایانی

 

ازبین‌رفتن تنوع زیستی گیاهی و جانوری

مطلب دیگری که خیلی اهمیت دارد و مورد توجه است، بحث تنوع زیستی ایران است. شاخص‌ها و استانداردهای جهانی حاکی از این است که تنوع زیستی گیاهی و جانوری بین ده تا هزار برابر بیشتر از سرعت طبیعی خودش در حال ازبین‌رفتن است. با نظر به این شاخص‌ها ارزیابی این است که این روند در ایران جزو روندهای سریع‌تر می‌باشد که دلیل آن خشکسالی، رشد زیاد جمعیت، مداخلات بسیار گسترده در زیستگاه‌ها از جمله راه‌ها، ساختمان و تخریب و همین‌طور شکار بی‌رویه که در این سال‌ها کاملا افسارگسیخته شده است.

ایران بیش از 1130 گونه جانور مهره‌دار و 7600 گونه گیاهی دارد و زیستگاه پستانداران بزرگ مانند یوزپلنگ آسیایی، گوزن زرد ایرانی و گور خر آسیایی است؛ اما انقراض انواع و گونه‌های گیاهی و جانوری در ایران شدت یافته و هم‌اکنون 10 درصد جمعیت جانوری و دو درصد گونه گیاهی در لیست قرمز سازمان ملل قرار دارند. با توجه به اینکه حفاظت از محیط زیست همواره با فعالیت‌های اقتصادی در تضاد بوده، دستاوردهای کوتاه‌مدت توسعه غالبا مسایل و نگرانی‌های طولانی مدت‌تر زیست محیطی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. هنگامی‌که چنین تضادی بین منافع شروع می‌شود محیط زیست به حاشیه رانده می‌شود. نظارت دقیق‌تر بر خسارت وارده به محیط زیست، مشارکت جوامع محلی در حفاظت از منابع طبیعی و ایجاد معاش جایگزین برای جوامع روستایی ـ مانند اکوتوریسم ـ در جهت کاهش اتکای بیش از حد به برداشت ناپایدار از منابع طبیعی در کاهش فشار وارده بر زیستگاه‌ها و مهاجرت به شهرها موثر خواهد بود. اکنون دیگر نمی‌توان با مساله‌ی محیط زیست به‌عنوان یک موضوع معمولی در دستور کار برخورد کرد.

 

تراژدیی دیگر به‌نام دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه که حالا دیگر همه با شنیدن نام آن برایش دل‌ می‌سوزانند و از آنچه بر این جاذبه طبیعی گذشته، اظهار تاسف می‌کنند، آخرین روزهای واپسین عمر خود را پشت سر می‌گذارد. به عقیده کارشناسان، در صورت خشک‌شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه به هوای گرمسیری با بادهای نمکی تبدیل خواهد شد و بارش باران نمک در استان‌های همجوار آن، منجر به آواره‌شدن چندین میلیون نفر می‌شود. با همه این هشدارها و حتی با اعتراضی که در سال 90 نسبت به وضعیت بحرانی این دریاچه انجام شد و در مواردی این قضیه رنگ و بوی سیاسی هم گرفت،‌ اما باز هم اقدامی اساسی برای بهبود وضعیت آن شاهد نبودیم و طرح‌های مختلفی که برای نجات این دریاچه مطرح شد همگی بی‌فایده بودند؛ از جمله باروری ابرها، انتقال آب از طریق رودخانه‌هایی مانند ارس به دریاچه ارومیه و جلوگیری از ادامه برداشت‌های غیرمجاز آب از طریق چاه‌ها. در حالی که هیچ‌کدام از این کارها تاکنون درمانی برای وضعیت وخیم این دریاچه بیمار نبوده‌اند.

 

سرنوشت همسان جنگل‌های شمال و غرب ایران

بر اساس آخرین گزارش فائو، مساحت کل جنگل‌های جهان سه میلیارد و ۴۵۴ میلیون هکتار است که سهم ایران از این میزان تنها ۱۱ میلیون و ۷۴هزار و ۵۵۴ هکتار است. آن‌گونه که فائو اعلام کرده است جنگل به نقاطی گفته می‌شود که تاج پوشش بالای ۱۰ درصد، توده جنگلی بیش از نیم هکتار و درختان و درختچه‌هایی بلندتر از پنج متر داشته باشد؛ در حالی که طبق تعریف ایران که وجود تاج پوششی پنج درصد به بالا را کافی می‌داند، ایران صاحب حدود ۱۴ میلیون هکتار جنگل است.

این اعداد اگرچه در نگاه نخست قابل قبول به نظر می‌رسند، اما وقتی تقسیم بر جمعیت کل کشور شود و نتیجه آن در کنار سرانه جهانی قرار بگیرد، اوضاع نامناسب ما را نشان می‌دهد. طبق آخرین گزارش فائو، متوسط سرانه جنگل‌های جهان رقمی معادل ۶۲‌/‌۰ هکتار (حدود شش هزار متر) است در حالی که این رقم برای هر ایرانی ۱۶۰۰ متر است.

بر اساس آمارهای طی سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، بیش از یک و نیم میلیون متر مکعب چوب از جنگل‌های شمال ایران برداشت شده است. این رقم، بیان‌گر آمار رسمی در این زمینه است و بدون شک در کنار این برداشت‌ها، قطع درختان به‌طور غیرقانونی نیز در جریان است که بر میزان کل نابودی جنگل‌ها می‌افزاید. متخصصان جنگل گفته‌اند که جنگل‌های شمال ایران تاکنون به اندازه‌ای آسیب دیده‌اند که تاب این برداشت گسترده را ندارند. پیش‌بینی شده است که با ادامه این روند، جنگل‌های شمال ایران به سرنوشت جنگل‌های غرب ایران دچار خواهند شد.

از طرفی دیگر, ۳۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های بلوط زاگرس در وضعیت بحرانی قرار دارند. در حال حاضر یک ششم جنگل‌های زاگرسی آلوده به بیماری ذغالی بلوط بوده و از این یک میلیون هکتار نیز، ۳۰۰ هزار هکتار با آلودگی بیش از ۵۰ درصد در وضعیت بحرانی قرار دارند. جنگل‌های زاگرسی هفت استان ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، لرستان، کرمانشاه و فارس درگیر بیماری قارچی زغالی بلوط بوده و‌ با وجود پراکنده‌بودن مناطق بحرانی می‌توان گفت استان‌های ایلام، لرستان و کرمانشاه به ترتیب دارای بیشترین مناطق بحرانی هستند.

 

حکومت بر عمق فاجعه سرپوش می‌گذارد

آنچه در مورد فجایع محیط زیست ایران می‌شنویم آمارهای دولتی است که خیلی نمی‌توان به‌درستی آنها مطمئن بود. چرا که دانشگاه‌های ایران تقریبا روی هیچ‌کدام از این موضوعات تحقیق اساسی نمی‌کنند. علت آن این است که کدام دستگاه دولتی حاضر است به محققی پول بدهد که فردا مچ خودش را بگیرد؟ تحقیقات هم بیشتر برای مقاله‌سازی است و بس. سازمان محیط زیست که باید مهم‌ترین سازمان سفارش‌دهنده این تحقیقات باشد، نه پولی برای این کارها دارد و نه کادر کارشناسی و مدیریتی آن علاقه‌ای به حمایت از این تحقیقات دارند. با این وضعیت مشکلات محیط زیست ایران شده غورزدن در کلی‌گویی! حتی اندک متخصصانی هم که هستند، همدیگر را قبول ندارند و برای تقسیم منابع کوچک مالی با هم در ستیزند.

بودجه‌های ضعیف تحقیقاتی دانشگاه‌ها هم اغلب اعضای هیئت علمی را به سوی محافظه‌کاری و زدوبند هدایت می‌کند. چنین فرد پولی و محافظه‌کاری نیز نمی‌تواند محققی صادق، مستقل و باشهامت باشد. مثلا در مورد سدسازی؛ وزارتی که خود بانی سدسازی که منشاء ریزگردهاست، نمی‌گذارد اطلاعاتش به‌دست دیگران بیفتد. پس اعتراضات در حد گفته‌های رسانه‌یی محدود گشته و در اجرا به‌کار نمی‌آید.

یکی دیگر از مسایلی که دستگاه‌های نظارتی در مورد آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند, مساله پخش پارازیت‌ها می‌باشد. اثرگذاری پارازیت‌ها بر سلامت شهروندان از حساسیت ویژه‌یی برخوردار است. امواج پارازیتی به سلامت انسان و سلول‌های بدن تاثیر منفی می‌گذارد و موجب اختلال در سیستم ایمنی بدن می‌شود و بیشترین اثر این امواج بر روی زنان باردار و سالخوردگان است. یکی از دلایل سونامی سرطان در ایران اثرات تشعشعات است و مساله نگران‌کننده در خصوص پارازیت‌ها اظهار بی‌اطلاعی دستگاه‌های نظارتی است. پارازیت یکی از انواع امواجی است که برای اختلال ماهواره ایجاد می‌شود. در حالی‌که این پارازیت‌ها کاملاً آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده بوده و با نام "مبارزه با تهاجم فرهنگی" و به‌اصطلاح ایجاد اختلال در امواج کانال‌های دشمن انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد.

 

 

بدون آزادی رهبری, منزوی‌سازی پایان نخواهد یافت

انجام برخی دیدارهای گاه و بی‌گاه، بدین مفهوم نیست که 17 سال سیاست منزوی‌سازی سنگین انجام نشده است...

این وطن را به یقین دوباره وطن كنیم!

درد جامعه گاه زخم عمیقی است با ناله‌یی سخت فروخورده در گلو. و درد جامعه‌ی كورد همواره چیزی بوده از همین مایه...

هر کورد آزاده‌، یک ضد بسیج است

بسیج حرکتی ضد فرهنگی، ضد اجتماعی و ضد اخلاقی است که‌ در راستای ایجاد سلطه‌ی‌ مطلق نظام بر فرد و جامعه‌ی‌ کوردستان و ایران عمل می‌کند...

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]