19/11/2017

مدرنیته‌ی دموکراتیک

گردهم‌آوردن قدرت، دولت و ملت در یك جا، سرچشمه‌ی اصلی مسایل عصر مدرنیته می‌باشد...

 

 

 

 

 

گزیده‌ای از تحلیلات رهبر آپو

مبارزات ملتی كه هدفش تشكیل دولت است و دولتی كه در پی تشكیل ملت است، فاكتور اصلی واقعیت خونین عصر ماست. گردهم‌آوردن قدرت، دولت و ملت در یك جا، سرچشمه‌ی اصلی مسایل عصر مدرنیته می‌باشد. هنگامی كه مسایل عصر مدرنیته را با مسایل برآمده از دولت‌های خاندانی و دیكتاتوری مقایسه می‌نماییم، می‌بینیم كه بزرگ‌ترین تفاوت بین آنها در این است كه مسایل عصر مدرنیته از ملتِ دولتی نشأت می‌گیرند. دولت‌‌ـ ملت كه یكی از بغرنج‌ترین موضوعات علوم اجتماعی می‌باشد، همچون عصای سحرآمیزی نشان داده می‌شود كه تمامی مسایل ضدمدرنیته را چاره‌یابی می‌كند. در اصل نیز هر مساله‌ی اجتماعی را هزار برابر می‌نماید. دلیل این امر نیز شیوع دستگاه قدرت تا به مویرگ‌های جوامع می‌باشد. دولت‌ـ ملت، جامعه‌ی ملی هموژن مدنظر خویش را تنها با ازهم‌بریدنِ ارّه‌مانند تمامی اعضای جامعه توسط قدرت و مبدل‌نمودن‌شان به شهروندان برابرِ (به‌اصطلاح از نظر حقوقی) مصنوعی متقلبِ ظاهراً مساوی‌شده و مملو از خشونت برمی سازد. این شهروند در حالت لفظی قانون برابر است، اما در هر حوزه‌ی زندگی به‌عنوان فرد و هستنده‌ی جمعی [یا كلكتیو]، در حداكثر نابرابری به‌سر می‌برد.

ملت به‌مثابهی یك مفهوم، شاكله‌بندی جامعه‌ای است كه بعد از تشكل‌هاای به فُرم كلان، قبیله، عشایر خویشاوند، قوم، خلق یا ملیت می‌آید و خصلت خویش را بیش از هر چیز با تشابه زبانی و فرهنگی متبلور می‌سازد. جوامع ملی در مقایسه با جامعه‌ی قبیله‌ای و قومی نوعی اجتماعات انسانی هستند كه فراگیرنده‌ترند و دارای حجمی وسیع‌تر، و به همین دلیل نیز با پیوندهاای سست‌بافت [یا منعطف] با همدیگر مرتبط می‌باشند. جامعه‌ی ملی عمدتاً یك پدیده‌ی مربوط به عصر ماست. با یك تعریف كلی می‌توان گفت كه اجتماعِ انسان‌هاای است كه در یك ذهنیت مشترك سهیم می‌باشند. یعنی پدیده‌ای است كه به‌طور ذهنی وجود دارد؛ بنابراین موجودیتی مجرّد و خیالی است. می‌توان این را نوعی ملت كه بر مبنای فرهنگ تعریف می‌شود نیز نامید. از نظر جامعه‌شناختی، تعریف صحیح نیز همین است. به‌رغم وجود ریشه‌های مختلف طبقاتی، جنسیتی، اتنیسیته‌یی، رنگ و حتی خاستگاه‌های متفاوت ملی، صرفاً شكل‌گیری یك جهان ذهنیتی و فرهنگی مشترك كه عمومی‌ترین حالت را داشته باشد، جهت ملت‌بودن كافی است. گرایش‌هاای ملت‌محور از نوع ملتِ دولتی، ملت حقوقی، ملت اقتصادی و ملتِ نظامی(ملت‌ـ ارتش) كه جهت هرچه سفسطه‌آمیزكردن این ملتِ دارای تعریف كلی ایجاد شده‌اند و ملت عمومی را تحكیم می‌بخشند، رده‌بندی‌های متفاوت‌تری می‌باشند. می‌توان این‌ها را ملت نیرومحور نیز نامید. مبدل‌شدن به یك ملت نیرومند، یك آرمان اساسی مدرنیته‌ی كاپیتالیستی می‌باشد. زیرا ملت نیرومند، "امتیاز سرمایه‌یی، بازار وسیع، امكان استعمار و امپریالیسم" را ایجاد می‌كند. بنابراین مهم است كه چنین ملت‌های تحكیم‌یافته‌ای را یگانه مدل ملت نیانگاشت و حتی به‌عنوان ملت‌های نیرومحور شوون و ملت‌های خدمتگزار سرمایه ارزیابی‌شان كرد. به سبب همین كیفیات‌شان است كه منبع مساله‌ را تشكیل می‌دهند. مدل ملتی كه می‌توان آن را از ملت فرهنگی پدید آورد ولی مانع استثمار و سركوب می‌گردد و چنین مواردی را طرد می‌نماید، مدل ملت دموكراتیك است. ملت دموكراتیك، نزدیك‌ترین ملت به آزادی و برابری است. به اقتضای این تعریف، از لحاظ نگرشی، ملت ایده‌آلِ جوامعی است كه در جستجوی آزادی و برابری هستند.

مدرنیته‌ی كاپیتالیستی و علم جامعه‌شناسی الهام‌گرفته از آن، به اقتضای حیث ساختاری و هژمونی ایدئولوژیكش به مقولهی ملت دموكراتیك نمی‌پردازد. ملت دموكراتیك، ملتی است كه تنها به اشتراك ذهنیتی و فرهنگی بسنده نمی‌كند و تمامی اعضایش را در نهادهای اتونوم دموكراتیك گرد آورده و مدیریت می‌نماید. جنبه‌ی تعیین‌كننده‌اش نیز همین است. شرط اصلی مبدل‌شدن به ملت دموكراتیك، روش مدیریتی دموكراتیك و اتونوم است. از این لحاظ، آلترناتیو دولت‌ـ ملت می‌باشد. قراردادن مدیریت دموكراتیك به‌جای مدیریت دولتی، امكان عظیمی برای آزادی و برابری را به‌وجود می‌آورد. جامعه‌شناسی لیبرال، ملت را اساساً یا با دولتی كه تأسیس شده همسان می‌انگارد یا با جنبشی كه در پی تأسیس دولت است. اینكه حتی سوسیالیسم رئال نیز در پی ایجاد چنین مدلی بود، نشان از توانمندی ایدئولوژی لیبرالیستی دارد. مدرنیته‌ی آلترناتیوِ مدنظر ملت دموكراتیك، مدرنیته‌ی دموكراتیك است. اقتصادی كه از انحصارگری رهاای یافته، اكولوژای كه بیانگر سازگاری با محیطزیست است، و فناورای كه دوست طبیعت و انسان می‌باشد، پایه‌ی نهادین مدرنیته‌ی دموكراتیك و بنابراین ملت دموكراتیك است.

پدیده‌های وطن و بازار مشتركی كه به‌عنوان شرط جهت جوامع ملی پیش كشیده می‌شوند، هر كدام به‌مثابه‌ی یك عنصر مادّی، از كیفیات تعیین‌كننده‌ی ملت به‌شمار نمی‌روند. مثلاً یهودیانی كه طی مدت‌زمان‌هاای دراز همیشه بدون وطن باقی مانده‌اند، در تاریخ همواره به‌عنوان توانمندترین ملت در تمامی نقاط ثروتمند جهان زندگی كرده‌اند و با وجود اینكه یك بازار ملی نداشته‌اند، استعداد مبدل‌شدن به یگانه‌ـ توانمندترین ملتِ بازارهای جهان را نشان دادهاند. بدون شك وطن و بازار، برای ملتِ دولتی ابزار بسیار نیرومند استوارسازی و تحكیم میباشند. خونینترین و پرشمارترین جنگهای تاریخ، در راه وطن و بازار صورت گرفته‌اند. وطن به عنوان ملك، و بازار نیز به‌عنوان حوزه‌ای كه سود در آن كسب می‌شود، بسیار ارزشمند می‌باشند. دیدگاه ملت دموكراتیك درباره‌ی وطن و بازار، متفاوت است. ملت دموكراتیك، وطن را ارزشمند می‌شمارد، زیرا امكان بزرگی برای توسعه‌ی ذهنیت و فرهنگ ملت است؛ نمی‌توان ذهنیت و فرهنگی را كه در خاطرهاش جای نگرفته باشد تصور نمود؛ اما نباید فراموش شود كه با هدف سودبری است كه اصطلاح كشور‌ـ وطنِ بت‌واره‌شده توسط مدرنیته‌ی كاپیتالیستی بر جامعه اولویت داده می‌شود. مبالغه‌آمیزنكردنِ وطن نیز مهم است. نگرش مبتنی بر "فداكردن همه چیز در راه وطن" از نگرش مبتنی بر ملت فاشیستی نشأت می‌گیرد. فداكردن همه چیز در راه یك جامعه‌ی آزاد و ملتی دموكراتیك، بامعناتر است. باید این را نیز به حد پرستش‌وار درنیاورد. مورد اصلی، ارزشمندگردانیدنِ زندگی است. وطن یك ایده‌آل نیست؛ بلكه برای حیات ملت و فرد صرفاً یك ابزار است. ملتِ دولتی در پی جامعه‌ی هموژن است، ولی ملت دموكراتیك عمدتاً متشكل از [عناصر جمعی یا] كلكتیویته‌های متفاوت است و تفاوتمندی‌ها را نوعی غنا می‌بیند. خود حیات نیز به واسطه‌ی تفاوت‌مندی امكان می‌یابد. دولت‌ـ ملت كه مبدل‌شدن به شهروند تك‌تیپی مشابه مصنوعات كارگاهی را تحمیل می‌نماید از این جنبه نیز در مغایرت با حیات است. هدف نهاای آن آفریدن انسان رُبوت‌گونه است. با این جنبه‌ی خود، در اصل به‌سوی "هیچ و پوچی" می‌شتابد. عضو یا شهروند ملت دموكراتیك متفاوت است و این تفاوت خویش را از اجتماعات متفاوت كسب می‌كند. حتی هر كدام از موجودیت‌های قبیله‌ای و عشیره‌ای [یا ایلی] نیز برای ملت دموكراتیك نوعی غنا محسوب می‌شود.

برای ملت‌بودن، بدون شك زبان به اندازه‌ی فرهنگ مهم است اما شرطی اجباری نمی‌باشد. داشتن زبان‌های متفاوت، مانعی را پیش روی عضویت در یك ملت ایجاد نمی‌كند. به اندازه‌ای كه "برای هر ملتی یك دولت" امری بی‌مورد و نابایست است، "الزامی‌بودن صرفاً یك زبان یا گویش برای هر ملت" نیز بی‌مورد است. زبان ملی لازم است اما شرطی غیرقابل اغماض نیست. می‌توان وجود زبان‌ها و گویش‌های متفاوت را برای یك ملت دموكراتیك غنا به حساب آورد. اما دولت‌ـ ملت به‌شكلی قاطعانه تحمیل یك زبان را مبنا قرار می‌دهد. به آسانی شانس اجرایی‌شدن وضعیت چندزبانی و به‌ویژه چندزبانی رسمی را نمی‌دهد. بدین لحاظ، سعی می‌كند از امتیازهای قرارداشتن در موقعیت ملت حاکم بهره ببرد.

در شرایطی كه اجازه داده نشده ملت دموكراتیك به‌وجود آید و "دولت‌ـ ملت"گراای نیز قادر به حل مسایل نشده، می‌توان از ملت حقوقی به‌مثابه‌ی نوعی سازش و نگرش بحث نمود. مقصود از راه‌حل "شهروندی بر مبنای قانون اساسی" كه از آن بحث می‌شود، در اصل رهیافتی بر پایه‌ی ملت حقوقی است. شهروندی حقوقی كه تحت ضمانت قانون اساسی قرار گرفته، تمایز نژاد، اتنیسیته و ملیت را مبنا نمی‌گیرد. چنین خصوصیاتی، حق ویژه‌ای با خود به همراه نمی‌آورند. ملت حقوقی، نوعی رده‌بندی [یا مقوله] می‌باشد كه بدین‌گونه ایجاد شده است. به‌ویژه ملل اروپا رفته‌رفته از حالت ملت‌های ملیت‌محور به‌سوی ملت‌های حقوقی تكامل می‌یابند. در ملل دموكراتیك، مدیریت اتونوم [یا خودگردان] مبناست و در ملت حقوقی، حق‌ها در سرلوحه قرار دارند. اما در دولت‌ـ ملت، مدیریت [یا حكمرانی] قدرت‌محور تعیین‌كننده است. خطرناك‌ترین نوع ملت، ملتی است كه بر ذهنیت و نهادینه‌شدگی "ملت‌ـ ارتش" متكی‌ست. مدل مذكور هرچند ظاهراً به‌عنوان بازنمود "ملت نیرومند" دیده شود نیز، ماهیتاً ذهنیتی را در خود می‌پروراند كه زیستن در چارچوب آن دشوارترین شكل زندگی است، همیشه وظایف را تحمیل می‌نماید و تا حد فاشیسم پیش می‌رود. ملت اقتصادی، یك رده‌بندی نزدیك به دولت‌ـ ملت است. این نوع دیدگاه درباره‌ی ملت، در كشورهای ایالات متحده‌ی آمریكا، ژاپن و حتی آلمان كه نقش سرآمد را به اقتصاد می‌دهند به چشم می‌خورد و در دوران گذشته‌ی اروپا نیرومندتر و رایج‌تر بود. هر چند خواسته شده تا رده‌بندای به‌شكل ملت سوسیالیستی آزموده شود اما نمی‌توان گفت چندان موفق عمل شده است. این نمونه ملتی است كه نسبتاً در كوبا با آن مواجه شدیم. اما این نمونه ملت نیز شكل رئال سوسیالیستی دولت‌ـ ملت است. شكلی است كه در آن به‌جای دولت‌ـ ملتی كه كفه‌ی كاپیتالیسم خصوصی در آن قوی بود، دولت‌ـ ملتی با كفه‌ی سنگین كاپیتالیسم دولتی در آن جایگزین شده است.

در روزگار ما سردادن فریاد كركننده‌ی سمبل‌ها و شعارهای بنیادین دولت‌ـ ملت به‌شكل "تك‌پرچم"، "تك‌زبان"، "تك‌وطن"، "تك‌دولت"، «دولت تك‌ساخت"، حساسیت مفرط چشم‌ها از دیدن پرچم‌هاای در رنگ‌های متفاوت و تحقیر آنها، یكنواخت‌كردن جهان ذهنیتی و معیوب‌کردن آن، و رسیدن شوونیسم ملی در هر نمایش به‌ویژه حین فعالیت‌های پرهیاهو و درخشان ورزشی و هنری به سطح یك مراسم دینی، جملگی باید به عبادت‌های دین ملی‌گراای تعبیر شوند. در واقع عبادت‌های اعصار پیشین نیز همان نقش‌ویژه را به‌جای می‌آوردند. در اینجا هدف اصلی این است كه منافع انحصارات قدرت‌طلبانه و استثماری را یا از طریق پنهان‌سازی یا تقدیس و مشروعیت‌دهی، مصداق ببخشند. وقتی تمامی رویكردها و عملكردهای سرپوش‌گذارنده و مبالغه‌آمیزِ مرتبط با دولت‌ـ ملت را امروزه تحت این پارادایم بنیادین مورد تفسیر قرار می‌دهیم، به‌گونه‌ی صحیح‌تری می‌توانیم حقیقتِ واقعیت اجتماعی را درك نماییم.

ملت دموكراتیك، مدلی از ملت است كه تمام این بیماری‌ها در آن به كمترین شكل جریان دارند؛ مدیریتِ خویش را تقدس نمی‌بخشد. مدیریت، یك پدیده‌ی ساده است كه در خدمت حیات روزانه می‌باشد. هر كس با برآوردن لزومات آن، به‌عنوان یك كارمند یا وظیفه‌دار می‌تواند مدیر شود. به كار مدیریتی پرداختن، ارزشمند است اما مقدس نیست. تعلق‌داشتن به یك ملت، نه یك امتیاز است و نه یك نقص. می‌توان متعلق به بیش از یك ملت بود. به عبارت صحیح‌تر، [ملیت‌ها یا] ناسیونالیته‌های متفاوتی كه به‌صورت مختلط درآمده‌اند می‌توانند وجود داشته باشند. اگر ملت حقوقی با ملت دموكراتیك سازش نماید، به راحتی می‌توانند با همدیگر به‌سر برند. وطن، پرچم و زبان هر چند ارزشمندند ولی مقدس نیستند. تسهیم وطن مشترك، زبان‌ها و پرچم‌های مختلط نه‌تنها به‌شكلی دوستانه و به‌دور از تضاد امكان‌پذیر است، بلكه در عین حال ضرورتی جهت حیات جامعه‌ی تاریخی به‌شمار می‌آید. پدیده‌ی ملت دموكراتیك با تمامی این خصوصیاتش، به‌عنوان آلترناتیو قوی "دولت‌ـ ملت"گراای ‌ـ كه ابزار جنگی جنون‌آفرین مدرنیته‌ی كاپیتالیستی است‌ـ جایگاهش را در تاریخ بازمی‌یابد.

مدل ملت دموكراتیك به‌عنوان یك مدل چاره‌یاب، مناسبات اجتماعی‌ای كه گرایش مبتنی بر ملتِ دولتی آن را كاملاً ازهم گسیخته، مجدداً دموكراتیزه نموده و هویت‌های متفاوت را سازشكننده، صلحجو و روادار میگرداند. تحولیابی ملتِ دولتی بهسوی ملت دموكراتیك، دستاوردهای عظیمی را با خود بههمراه خواهد آورد. مدل ملت دموكراتیك قبل از هر چیز ادراك‌های اجتماعی خشونت‌بار را با یك آگاهی اجتماعی صحیح تلطیف نموده و انسانی می‌گرداند (یعنی به انسان خردمند، باعاطفه و دارای امپاتی یا احساس هم‌ذات‌پنداری مبدل می‌كند). بدون شك اگرچه روابط استثمارای كه درون‌مایه‌ی آنها آكنده از خشونت گردیده را كاملاً از میان برنمی‌دارد، اما آنها را بسیار كم كرده و امكان شكل‌گیری یك جامعه‌ی مساوات‌جوتر و آزادتر را مطرح آورده و آن را تحقق می‌بخشد. تنها به توسعه‌ی صلح و رواداری در داخل خویش بسنده نمی‌نماید، در عین حال با گذار از رویكردهای مملو از سركوب و استثماری كه علیه سایر ملل خارجی صورت می‌گیرند، و متحول‌سازی منافع مشترك به هم‌كوشی و هم‌افزاای (سینرژی)، این نقشش را به‌جای می‌آورد. هنگامی كه نهادهای ملی و بین‌المللی بر پایه‌ی ساختاربندی اساسی ذهنیتی و نهادینِ ملت دموكراتیك دوباره برساخته شوند، مشاهده خواهد شد كه نتایج مدرنیته‌ای نوین یعنی مدرنیته‌ی دموكراتیك، نه‌تنها در تئوری بلكه در عمل نیز كیفیت یك رنسانس [یا نوزایی] را دارند. آلترناتیو مدرنیته‌ی كاپیتالیستی، مدرنیته‌ی دموكراتیك و ملت دموكراتیكِ جای‌گرفته در بنیان آن است؛ جامعه‌ی اقتصادی، اكولوژیك و صلح‌آمیزی است كه در داخل و خارجِ ملت دموكراتیك تنیده است.

امروزه صحیح‌ترین، اخلاقی‌ترین و سیاسی‌ترین راه خروج از بحران سرمایه‌ی مالی گلوبال این است كه به‌جای خود دولت‌ـ ملتی كه مضمونش تهی‌ست و یا تهی گردانده شده است، همچنین به‌جای اتحادیه‌های منطقه‌ای و گلوبال آن و به‌ویژه سازمان ملل، سریعاً ملل دموكراتیكِ نوینِ برخوردار از ویژگی برترِ "چاره‌یابی مسایل" برساخته شوند، ملت دموكراتیك تنها به‌صورت حالت جایگزین‌شده یا دگرگونی‌یافته‌ی دولت‌ـ ملتِ منفرد انگاشته نشود، بلكه مدل‌های منطقه‌ای (اتحادیه‌ی اروپا اندكی بر این مسیر پیش می‌رود) و گلوبال نیز به‌صورت مختلط با آن توسعه داده شوند.

هستی‌شناسی مفهوم دولت ـ 1

چيزی که در عمل امروزه با نام دولت وجود دارد نه مديريتکردن جامعه بلکه حاکميت بر جامعه و تک تک اعضای آن و چنگانداختن بر حقوق اوليه‌ و استثمار آن‌ها می‌باشد...

معنا و مفهوم فلسفی‌ــ سیاسی‌ــ اجتماعی ملت دموکراتیک

ما می‌خواهیم كوردها در هركجا كه زندگی می‌كنند آن كشور و خلق‌های آن را نیز به سمت دموكراسی سوق دهند. نتیجه‌ی آن شكل‌گیری...

رمز ماندگاری یک ملت

ضرورت‌های اجتماعی ایجاد جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان

2017 © Partiya Karkerên Kurdistan (PKK)
[email protected]